سکوت

سکوت تلخ بر جانم

صدای مرگ در تکرار بیداری

منم تنها ترین تنها ی تنهایان 

که از ترس 

که با ترس از وداع از خویش

با بیگانه پیوستم

و با هر کس که آمد 

گفت هستم

تا به پای جان پیوستم

ولی اما چه سود....

در ابتدایی ترین راه 

که آغاز سفر بود

دوباره تنها 

ذهن من درگیر است.

/ 0 نظر / 10 بازدید