انتظار

فکر کردم انتظارت لحظه ای بود و نبود....

فکر کردم زجر هجرت  لحظه ای بود و نبود....

فکر کردم در پس این لحظه های واپسین

فکر تو لختی در اندیشه ما بود و نبود...

فکر کردم ساعت و دوران تو از آن ماست

فکر و هوشت در سر و سودای ما بود و نبود...

فکر کردم انتظارت مهر بردل افکند

فکرطاها باطل و دلداراو بود و نبود...

فکر ما در حسرت بوئیدن یک غنچه گل

فکر ما در خود خیالی ازرخش بود و نبود...

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید